verb (فعل)archaicpast (گذشته): expiratedpast participle (مفعولی): expirated-ing (حال): expirating3rd (سوم): expirates
فعل — بازدم کردن
بازدم کردننفس بیرون دادن
خارج دادن نفس یا تمام شدن نفس به معنای بازدم کردن.
To breathe out or to expire in the sense of exhale.
«او پس از حبس نفس به آرامی بازدم کرد.»
“She expirated slowly after holding her breath.”
«ریه هوا را از طریق بینی بیرون داد.»
“The lung expirated air through the nose.”
تفاوت با واژههای مشابه
exhale— بازدم کردن
رایجتر. شکل متداولتر از expirate، کمتر رسمی و بیشتر استفاده میشود.
Common. More usual form than 'expirate', less formal and more frequent.