renewing

re·new·ing/rɪˈnuːɪŋ/
re-againnewnew-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): renewedpast participle (مفعولی): renewed-ing (حال): renewing3rd (سوم): renews

فعل — تمدید کردن

تمدید کردنتجدید کردن

زمان اعتبار چیزی را تمدید کردن یا آن را دوباره نو کردن.

Extending the period of validity or making something new again.

«او این هفته گذرنامه‌اش را تمدید می‌کند.»

She is renewing her passport this week.

«تمدید اشتراک مدت استفاده از خدمات را افزایش می‌دهد.»

Renewing a subscription increases service time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extendingتمدید کردن

معنای مشابه در رابطه با طولانی کردن زمان یا اعتبار.

Similar meaning relating to prolonging time or validity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000