repaid

re·paid/ˌriːˈpeɪd/
re-againpaygive money
verb (فعل)commonpast (گذشته): repaidpast participle (مفعولی): repaid-ing (حال): repaying3rd (سوم): repays

فعل — بازپرداخت کرد

بازپرداخت کردپس داد

گذشته repay؛ بازگرداندن پول یا لطفی.

Past tense of repay; to pay back money or a favor.

«او وام را به موقع پس داد.»

She repaid the loan on time.

«او مهربانی او را با قدردانی جبران کرد.»

He repaid her kindness with gratitude.

تفاوت با واژه‌های مشابه
returnedپس داد

رایج. معنی مشابه برای بازگرداندن پول یا اشیاء.

Common. Similar meaning for returning money or objects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000