returned

re·turned/rɪˈtɜːrnd/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): returnedpast participle (مفعولی): returned-ing (حال): returning3rd (سوم): returns

فعل — برگشت

برگشتبازگردانده شدپس داده شد

به جای قبلی برگشتن یا به حالت قبلی بازگشتن؛ چیزی را پس دادن یا پس فرستادن.

Came or went back to a former place or state; gave or sent something back.

«او بعد از یک سفر طولانی به خانه برگشت.»

She returned home after a long trip.

«او کتاب را به کتابخانه پس داد.»

He returned the book to the library.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restoredبرگردانده شد

رسمی/فنی. به معنای بازگرداندن چیزی به وضعیت اصلی یا صحیح آن، اغلب پس از آسیب یا تغییر است. 'نقاشی به شکوه اصلی خود بازگردانده شد' درست است، اما برای بازگشت فیزیکی یک شخص کاربرد ندارد.

Formal/Technical. Implies returning something to its original or proper condition, often after damage or change. 'The painting was restored to its original glory' works, but not for a person physically returning.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more returnedsuperlative (عالی): most returned

صفت — بازگردانده شده

بازگردانده شدهبرگشتی

چیزی که پس فرستاده، پس داده یا بازگردانده شده است.

Having been sent, given, or brought back.

«بسته برگشتی آسیب دیده بود.»

The returned package was damaged.

«او اقلام برگشتی را برداشت.»

He picked up the returned items.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recalledفراخوانده شده

رسمی/فنی. برای محصولات یا کارمندانی که فراخوانده می‌شوند، اغلب به دلیل مشکل. 'محصولات فراخوانده شده از قفسه‌ها برداشته شدند.'

Formal/Technical. Used for products or employees that are called back, often due to a problem. 'The recalled products were taken off the shelves.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000