repairman

re·pair·man/rɪˈpɛərmən/
noun (اسم)commonplural (جمع): repairmen

اسم — تعمیرکار

تعمیرکارمرد تعمیرکار

مردی که شغلش تعمیر وسایل یا دستگاه‌های خراب است.

A man whose job is to fix broken machines or equipment.

«تعمیرکار شیر آب چکه‌کن را تعمیر کرد.»

The repairman fixed the leaky faucet.

«اگر بخاری خراب شد، تعمیرکار را خبر کن.»

Call the repairman if the heater stops.

تفاوت با واژه‌های مشابه
technicianتکنسین

رسمی. نیروی ماهر؛ repairman کمتر رسمی است.

Formal. Skilled worker; repairman can be less formal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000