reparative

re·par·a·tive/rɪˈpærətɪv/
re-againparget ready, prepare (from Latin) related to repair-ativecharacterized by
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more reparativesuperlative (عالی): most reparative

صفت — ترمیم‌کننده

ترمیم‌کنندهجبران‌کننده

دارای ویژگی تعمیر یا جبران؛ ترمیم‌کننده و بازگرداننده.

Having the quality of repairing or making amends; restorative.

«درمان ترمیمی به بهبود زخم کمک کرد.»

The reparative treatment helped heal the wound.

«او به دنبال عدالت جبرانی برای آسیبی که وارد شده بود بود.»

She sought reparative justice for the harm caused.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restorativeمرمت‌کننده

رسمی. به معنای قادر به ترمیم یا نوسازی؛ در زمینه‌های بهبود یا تعمیر قابل تعویض است.

Formal. Means able to repair or renew, interchangeable in contexts of healing or fixing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000