representant

rep·re·sen·tant/ˌrɛprɪˈzɛntænt/
re-againpresentto show or display-antone who
noun (اسم)formalplural (جمع): representants

اسم — نماینده

نمایندهوکيلنماینده رسمی

کسی که نمایندگی می‌کند، نماینده یا عامل.

One who represents, a delegate or agent.

«او به عنوان نماینده شرکت عمل کرد.»

He acted as a representant for the company.

«نماینده به نمایندگی از گروه صحبت کرد.»

The representant spoke on behalf of the group.

تفاوت با واژه‌های مشابه
representativeنماینده

رایج. در بسیاری موارد مترادف و قابل تعویض است.

Common. Synonymous in many contexts, often used interchangeably.

delegateوکیل

رسمی. به کسی که اختیار عمل برای دیگران دارد اشاره دارد.

Formal. Refers to someone given authority to act for others.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000