rescuing

res·cu·ing/ˈreskjuːɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rescuedpast participle (مفعولی): rescued-ing (حال): rescuing3rd (سوم): rescues

فعل — نجات دادن

نجات دادنرهایی بخشیدن

عمل نجات دادن کسی از خطر یا آسیب.

The act of saving someone from danger or harm.

«آتش‌نشان در حال نجات یک کودک از آتش است.»

The firefighter is rescuing a child from the fire.

«آن‌ها دارند کوهنوردان گمشده در جنگل را نجات می‌دهند.»

They are rescuing the hikers lost in the forest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
savingنجات

رایج. اصطلاح کلی برای رهایی از آسیب؛ در بسیاری موارد قابل تعویض است.

Common. General term for delivering from harm, used interchangeably in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000