resequence

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·se·quence/riːˈsiː.kwəns/
re-againsequenceorder-everb-forming suffix
verb (فعل)technicalpast (گذشته): resequencedpast participle (مفعولی): resequenced-ing (حال): resequencing3rd (سوم): resequences

فعل — دوباره مرتب کردن

دوباره مرتب کردندوباره ترتیب دادن

چیزی را دوباره مرتب کردن و ترتیب آن را تغییر دادن.

To arrange or order something again, changing the sequence.

«باید مراحل را برای نتایج بهتر دوباره مرتب کنیم.»

We need to resequence the steps for better results.

«دی‌ان‌ای دوباره ترتیب داده شد تا خطاها بررسی شود.»

The DNA was resequenced to check for errors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reorderدوباره مرتب کردن

متداول. در زمینه تغییر ترتیب کاملاً قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in contexts dealing with changing order or arrangement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000