resent

re·sent/rɪˈzent/
verb (فعل)formalpast (گذشته): resentedpast participle (مفعولی): resented-ing (حال): resenting3rd (سوم): resents

فعل — رنجیدن

رنجیدنخشمگین شدن

احساس تلخی یا عصبانیت نسبت به چیزی که ناعادلانه به نظر می‌رسد.

To feel bitterness or anger about something perceived as unfair.

«او از انتقاد او رنجید.»

She resented his criticism.

«آن‌ها از رفتار ناعادلانه ناراحت هستند.»

They resent being treated unfairly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
begrudgeکراهت داشتن

رسمی. به معنی داشتن کراهت یا بی‌میلی برای انجام کاری است.

Formal. To feel resentment or reluctance to give or do something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000