resentence

re·sen·tence/ˌriːˈsɛntəns/
re-againsentencea punishment assigned to a defendant found guilty by a court
verb (فعل)technicalpast (گذشته): resentencedpast participle (مفعولی): resentenced-ing (حال): resentencing3rd (سوم): resentences

فعل — دوباره حکم دادن

دوباره حکم دادنحکم مجدد صادر کردن

صدور حکم قضایی جدید برای یک فرد محکوم، معمولاً به دلیل تجدید نظر، شواهد جدید یا تغییر در قانون.

To impose a new legal sentence on a convicted person, usually due to an appeal, new evidence, or a change in law.

«دادگاه تجدید نظر تصمیم گرفت حکم متهم را دوباره صادر کند.»

The appeals court decided to resentence the defendant.

«قانون‌گذاری جدید منجر به این شد که قضات مجبور شدند احکام بسیاری از زندانیان را دوباره صادر کنند.»

New legislation led to judges having to resentence many inmates.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000