resets

re·sets/ˈriːsɛts/
re-againsetto put or place
verb (فعل)commonpast (گذشته): resetpast participle (مفعولی): reset-ing (حال): resetting3rd (سوم): resets

فعل — تنظیم مجدد می‌کند

تنظیم مجدد می‌کندبازنشانی می‌کند

شخص سوم مفرد زمان حال فعل reset؛ بازگرداندن دستگاه یا سیستم به حالت اولیه.

Third person singular present of reset; to restore a device or system to its original state.

«گوشی پس از به‌روزرسانی‌ها به‌صورت خودکار تنظیم مجدد می‌شود.»

The phone resets automatically after updates.

«او برای رفع اتصال روتر را تنظیم مجدد می‌کند.»

He resets the router to fix the connection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
restartsراه‌اندازی مجدد

رایج و معمولاً در زمینه الکترونیک قابل جایگزینی است.

Common and often interchangeable in electronic contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000