residues

res·i·dues/ˈrɛzɪdjuːz/
noun (اسم)commonplural (جمع): residues

اسم — باقی‌مانده‌ها

باقی‌مانده‌هارسوب‌ها

مقادیر کمی که پس از استفاده یا برداشتن بخش اصلی باقی مانده‌اند

small amounts of something that remain after the main part is gone or used

«باقی‌مانده‌های شیمیایی روی میز باقی‌ماند.»

The residues of the chemical remained on the table.

«آن‌ها پس از آزمایش باقی‌مانده‌ها را تمیز کردند.»

They cleaned the residues after the experiment.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remnantsباقی‌مانده‌ها

رایج. هنگام اشاره به بخش‌های باقی‌مانده قابل جایگزینی با residues است. در زمینه‌های روزمره و فنی به کار می‌رود.

Common. Interchangeable with 'residues' when referring to leftover parts. Used in both everyday and technical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000