result
اسم — نتیجه
چیزی که بهدلیل عامل یا اتفاقی رخ میدهد یا وجود دارد.
Something that happens or exists because of a cause.
«نتیجه آزمایش مثبت بود.»
“The result of the test was positive.”
«کار سخت معمولاً نتایج خوبی به همراه دارد.»
“Hard work usually brings good results.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج، عمدتاً در مواردی که به پیامد یا حالت نهایی اشاره دارد قابل جایگزینی است.
Common, mostly interchangeable with 'result' when referring to consequences or end states.
کمی رسمیتر، برای روابط علت و معلول به کار میرود، همیشه قابل جایگزینی نیست.
Slightly more formal and used for cause-and-effect relationships, not always interchangeable.
فعل — نتیجه دادن
رخ دادن یا اتفاق افتادن بهعنوان پیامد چیزی دیگر.
To happen or occur as a consequence of something else.
«برنامهریزی ضعیف میتواند به شکست منجر شود.»
“Poor planning can result in failure.”
«اقدامات او باعث پیامدهای جدی شدند.»
“His actions resulted in serious consequences.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. تأثیر مستقیم را نشان میدهد و معمولاً قویتر از result in است.
Formal. Indicates direct causation, often stronger than 'result in'.