verb (فعل)formalpast (گذشته): resurrectedpast participle (مفعولی): resurrected-ing (حال): resurrecting3rd (سوم): resurrects
فعل — احیا کردن
احیا کردنزنده کردن دوباره
زنده یا هشیار شدن دوباره پس از مردن یا بیهوشی.
Brought back to life or consciousness.
«داستان میگوید بعد از سه روز زنده شد.»
“The story says he resurrected after three days.”
«دانشمندان امیدوارند گونههای منقرضشده را دوباره زنده کنند.»
“Scientists hope to resurrect extinct species.”
تفاوت با واژههای مشابه
revive— احیا کردن
رایج. در معنای احیا یا زنده کردن به کار میرود؛ مثلاً بیمار را revive میکنند اما resurrect رسمیتر است.
Common. Can replace 'resurrect' generally for bringing back to life or consciousness; 'revive a patient' is typical, while 'resurrect a patient' sounds more formal or religious.