resurrected

res·ur·rect·ed/ˌrɛz.əˈrɛk.tɪd/
re-againsurrectrise-edpast tense marker
verb (فعل)formalpast (گذشته): resurrectedpast participle (مفعولی): resurrected-ing (حال): resurrecting3rd (سوم): resurrects

فعل — احیا کردن

احیا کردنزنده کردن دوباره

زنده یا هشیار شدن دوباره پس از مردن یا بیهوشی.

Brought back to life or consciousness.

«داستان می‌گوید بعد از سه روز زنده شد.»

The story says he resurrected after three days.

«دانشمندان امیدوارند گونه‌های منقرض‌شده را دوباره زنده کنند.»

Scientists hope to resurrect extinct species.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reviveاحیا کردن

رایج. در معنای احیا یا زنده کردن به کار می‌رود؛ مثلاً بیمار را revive می‌کنند اما resurrect رسمی‌تر است.

Common. Can replace 'resurrect' generally for bringing back to life or consciousness; 'revive a patient' is typical, while 'resurrect a patient' sounds more formal or religious.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000