revenge
اسم — انتقام
عمل مبارزه یا انتقام از آسیبی که شخص دیگری وارد کرده.
The act of retaliating to harm or injury done by another.
«او به خاطر توهین دنبال انتقام بود.»
“He sought revenge for the insult.”
«انتقام ممکن است درگیری را ادامه دهد.»
“Revenge can perpetuate conflict.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. معنی مشابه دارد و بیشتر در متون ادبی یا جدی کاربرد دارد.
Formal. Similar meaning, often used in literary or serious contexts.
متضادها
فعل — انتقام گرفتن
اقدام متقابل علیه کسی به خاطر آسیب یا ظلمی که انجام داده.
To take action against someone in return for a wrong done.
«او به خاطر مرگ برادرش انتقام گرفت.»
“She revenged her brother's death.”
«آنها برنامهریزی کردند تا از حمله انتقام بگیرند.»
“They planned to revenge the attack.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/کهن. معنی مشابه دارد ولی در مکالمه روزمره کمتر استفاده میشود.
Formal/old-fashioned. Similar meaning, but less common in everyday speech.