revenged

rev·enged/rɪˈvɛnʤd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): revengedpast participle (مفعولی): revenged-ing (حال): revenging3rd (سوم): revenges

فعل — انتقام گرفتن

انتقام گرفتنقصاص کردن

برای مجازات یا انتقام از یک ظلم اقدام کردن.

Took action to punish or get revenge for a wrong done.

«او مرگ برادرش را انتقام گرفت.»

He revenged the death of his brother.

«خانواده به خاطر توهین انتقام گرفتند.»

The family revenged the insult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
avengedانتقام گرفتن

رسمی. معنای مشابه revenged، در زمینه‌های حقوقی یا ادبی استفاده می‌شود.

Formal. Similar meaning to revenged, used in legal or literary contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000