reversely

re·verse·ly/ˈrɛvɜrsli/
re-back or againverseturn-lyadverbial suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): reverseposition (جایگاه): middle

قید — به طور معکوس

به طور معکوسبرعکس

به صورت معکوس یا برعکس.

In a backward or opposite direction or manner.

«ماشین به صورت معکوس در خیابان حرکت کرد.»

The car moved reversely down the street.

«آن‌ها متن را به طور معکوس خواندند تا کدی پیدا کنند.»

They read the text reversely to find a code.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000