revised

re·vised/rɪˈvaɪzd/
re-againviseto see or look at
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more revisedsuperlative (عالی): most revised

صفت — تجدیدنظر شده

تجدیدنظر شدهاصلاح شده

تغییر یافته یا بهبود یافته با اصلاحات یا به‌روزرسانی‌ها.

Changed or improved by making corrections or updates.

«او گزارش اصلاح شده را تحویل داد.»

He submitted the revised report.

«کتاب برای وضوح تجدیدنظر شد.»

The book was revised for clarity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
updatedبه‌روز شده

رایج. نشان‌دهنده نسخه‌های جدید یا اصلاح شده است.

Common. Indicates newer or corrected versions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000