reweigh

re·weigh/ˌriːˈweɪ/
re-againweighto measure the heaviness of
verb (فعل)commonpast (گذشته): reweighedpast participle (مفعولی): reweighed-ing (حال): reweighing3rd (سوم): reweighs

فعل — دوباره وزن کردن

دوباره وزن کردنمجدداً سنجیدن

دوباره وزن کردن چیزی، معمولاً برای تأیید اندازه‌گیری یا پس از تغییر.

To weigh something again, typically to confirm the measurement or after a change.

«لطفاً بسته را دوباره وزن کنید تا از صحت هزینه پستی اطمینان حاصل شود.»

Please reweigh the package to ensure the correct postage.

«قصاب مجبور شد پس از بریدن گوشت، آن را دوباره وزن کند.»

The butcher had to reweigh the meat after trimming it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recheckدوباره بررسی کردن

روزمره. گسترده‌تر از 'reweigh'، به معنای دوباره بررسی کردن چیزی است. اگر 'بررسی' به وزن کردن خاصی اشاره داشته باشد، می‌تواند جایگزین شود. 'وزن چمدان را دوباره بررسی کن' مناسب است، اما 'وزن چمدان را دوباره وزن کن' دقیق‌تر است.

Everyday. Broader than 'reweigh', meaning to check something again. Can be used interchangeably if the 'check' specifically refers to weighing. 'Recheck the luggage weight' works, but 'reweigh the luggage' is more precise.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000