rework

re·work/ˌriːˈwɜːrk/
re-againworkto do a task or job
verb (فعل)commonpast (گذشته): reworkedpast participle (مفعولی): reworked-ing (حال): reworking3rd (سوم): reworks

فعل — دوباره انجام دادن

دوباره انجام دادناصلاح کردن

کاری را دوباره انجام دادن برای بهبود یا اصلاح آن.

To do something again in order to improve or correct it.

«طراح باید پیش‌نویس را قبل از ارائه دوباره اصلاح می‌کرد.»

The designer had to rework the draft before submission.

«فرآیند را برای افزایش بهره‌وری دوباره اصلاح کردیم.»

We reworked the process to increase efficiency.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reviseبازنگری کردن

رایج. معمولاً برای متن‌ها یا طرح‌ها به کار می‌رود. در چنین مواردی جایگزین rework می‌شود.

Common. Often used for texts or plans. Can replace rework in similar contexts.

editویرایش کردن

رایج در نوشتن یا رسانه. در اصلاح محتوا قابل‌جایگزین است.

Common in writing or media. Interchangeable when correcting content.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000