rewire

re·wire/ˌriːˈwaɪər/
re-againwirea thin strand of metal used to conduct electricity
verb (فعل)commonpast (گذشته): rewiredpast participle (مفعولی): rewired-ing (حال): rewiring3rd (سوم): rewires

فعل — سیم‌کشی مجدد کردن

سیم‌کشی مجدد کردن

نصب یا جایگزینی سیم‌کشی جدید الکتریکی در یک ساختمان یا وسیله.

To replace or install new electrical wiring in a building or device.

«آنها مجبور شدند سیم‌کشی خانه قدیمی را برای ایمنی مجدد انجام دهند.»

They had to rewire the old house for safety.

«برق‌کار مدار معیوب را سیم‌کشی مجدد کرد.»

The electrician rewired the faulty circuit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rewireسیم‌کشی مجدد کردن

رایج است. به طور خاص به جایگزینی سیم‌کشی الکتریکی اشاره دارد؛ فقط در این زمینه مترادف است.

Common. Used specifically for electrical wiring replacement; synonymous only in this context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000