فعل — عقب بردن
نوار یا فیلم را به نقطه قبلی برگرداندن.
Wind a tape or film back to an earlier point.
«او نوار VHS را عقب میبرد تا دوباره از اول تماشا کند.»
“He rewinds the VHS tape to watch the beginning again.”
«دستگاه VCR پس از تماشا، کاست را به طور خودکار عقب میبرد.»
“The VCR automatically rewinds the cassette after watching.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به دوباره پخش کردن چیزی، اغلب پس از عقب بردن، اشاره دارد. مترادف مستقیم عمل عقب بردن نیست، اما پیامد رایجی است. «او صحنه را دوباره پخش میکند» در مقابل «او صحنه را عقب میبرد تا دوباره پخش کند».
Common. Refers to playing something again, often after rewinding. Not a direct synonym for the act of rewinding, but a common consequence. 'He replays the scene' vs. 'He rewinds the scene to replay it'.
متضادها
اسم — عقب بردن
عمل عقب بردن نوار یا فیلم.
An act of rewinding a tape or film.
«قابلیت عقب بردن سریع بسیار مفید بود.»
“The quick rewinds feature was very useful.”
«چند بار عقب بردن بعد، قسمتی را که دنبالش بود پیدا کرد.»
“A few rewinds later, he found the part he was looking for.”