rhapsodic

rhap·sod·ic/ræpˈsɒdɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more rhapsodicsuperlative (عالی): most rhapsodic

صفت — شورانگیز

شورانگیزشاد و مشتاقانه

بیان بسیار مشتاقانه یا سرشار از شادی

expressing enthusiastic or ecstatic expression

«تمجید شورانگیز او همه را تحت تأثیر قرار داد.»

Her rhapsodic praise touched everyone.

«شعر لحنی پرشور داشت.»

The poem had a rhapsodic tone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enthusiasticمشتاقانه

رایج. در متن‌های غیررسمی برای نشان دادن هیجان قابل جایگزین است.

Common. Can replace rhapsodic in informal contexts expressing excitement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000