ridden hard and put away wet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rid·den hard and put a·way wet/ˈrɪdən hɑrd ænd pʊt əˈweɪ wɛt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — فرسوده و ازپاافتاده

فرسوده و ازپاافتادهبدجور مستهلک

بر اثر استفادهٔ زیاد و بی‌مراقبتی، فرسوده یا از پاافتاده شدن.

Worn out, badly treated, or in poor condition after heavy use without proper care.

«آن کامیون قدیمی خیلی فرسوده و بی‌مراقبت به نظر می‌رسد.»

That old truck looks ridden hard and put away wet.

«بعد از سفر، حس می‌کردم کاملاً از پا افتاده‌ام.»

After the tour, I felt ridden hard and put away wet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000