ridged

/rɪdʒd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): ridgedersuperlative (عالی): ridgedest

صفت — شیاردار

شیارداربرجسته

دارای خطوط یا نوارهای باریک و برجسته.

Having raised lines or narrow elevated strips.

«سطح شیاردار به گرفتن محکم شیء کمک می‌کند.»

The ridged surface helps grip the object firmly.

«برگ‌های شیاردار می‌توانند آب بیشتری حفظ کنند.»

Ridged leaves can retain more water.

تفاوت با واژه‌های مشابه
groovedشیاردار

رایج. اغلب به صورت قابل تعویض برای توصیف سطوح با خطوط استفاده می‌شود.

Common. Often used interchangeably to describe surfaces with lines or indentations.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000