rideable

ride·a·ble/ˈraɪ.də.bəl/
rideto sit and travel on an animal or vehicle-ablecapable of / can be
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more rideablesuperlative (عالی): most rideable

صفت — قابل سواری

قابل سواریقابل رکاب زدن

قابل سواری؛ مانند اسب یا وسایل نقلیه که می‌توان روی آنها سوار شد.

Able to be ridden on, such as horses or vehicles.

«این اسب برای تازه‌کاران قابل سواری است.»

This horse is rideable by beginners.

«دوچرخه بعد از تعمیر سریع قابل رکاب زدن است.»

The bike is rideable after a quick repair.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000