ridiculing

rid·i·cu·ling/ˈrɪdɪˌkjuːlɪŋ/
ridiculemockery or making fun of-ingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): ridiculedpast participle (مفعولی): ridiculed-ing (حال): ridiculing3rd (سوم): ridicules

فعل — مسخره کردن

مسخره کردنتمسخر کردن

عمل تمسخر یا مسخره کردن کسی.

The act of making fun of someone or mocking them.

«آن‌ها مرتب به خاطر لهجه‌اش او را مسخره می‌کردند.»

They kept ridiculing him for his accent.

«مسخره کردن دیگران می‌تواند به احساساتشان آسیب بزند.»

Ridiculing others can hurt their feelings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mockingمسخره کردن

رایج. معنای مشابه دارد و وقتی تقلید یا تمسخر سخت باشد به کار می‌رود.

Common. Similar meaning, used when imitating or teasing in a harsh way.

teasingقلقلک دادن، اذیت کردن

غیررسمی. معمولاً سبک‌تر و بازیگوشانه‌تر از ridiculing است.

Informal. Usually lighter and more playful than ridiculing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000