rigging

rig·ging/ˈrɪɡɪŋ/
rigto set up equipment or structures-ingnoun form of action or process
noun (اسم)common

اسم — ماشین‌بندی

ماشین‌بندیسازه طناب‌بندی

سیستم طناب‌ها و تجهیزات برای نگه داشتن و کارکرد بادبان کشتی.

The system of ropes and equipment used to support and operate sails on a ship.

«ملوان پیش از حرکت بادبان، ماشین‌بندی را بررسی کرد.»

The sailor checked the rigging before setting sail.

«بادهای شدید ماشین‌بندی کشتی را خراب کردند.»

Strong winds damaged the rigging of the ship.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000