rigged

/rɪgd/
adjective (صفت)common

صفت — تقلبی

تقلبیساختگی

به‌صورت نادرست یا تقلبی ترتیب داده شده تا نتیجه خاصی به دست آید.

Set up or arranged dishonestly to produce a desired result.

«انتخابات به نفع فرد در جایگاه فعلی تقلبی برگزار شد.»

The election was rigged to favor the incumbent.

«آنها مسابقه را متهم به دستکاری کردند.»

They accused the contest of being rigged.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fixedثابت شده

غیر رسمی. اغلب برای توصیف ترتیبات نادرست استفاده می‌شود.

Informal. Often used to describe dishonest arrangements similar to rigged.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000