right on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/raɪt ɑn/
1interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — آفرین

آفریندقیقاً همین‌طور

برای نشان دادن تأیید یا موافقتِ پرشور به کار می‌رود.

Used to express strong approval or agreement.

«آفرین! دقیقاً به همین نیاز داریم.»

Right on! That's exactly what we need.

«امروز مرخصی می‌گیرم. آفرین!»

I'm taking a day off. Right on!

2adverb (قید)informaltype (نوع): placeadjective (صفت): rightposition (جایگاه): end

قید — دقیقاً روی

دقیقاً رویدرست همان‌جا

دقیقاً روی یک جای مشخص، در زمان مشخص یا روی هدف قرار گرفتن.

Exactly on a particular place, time, or target.

«تیر دقیقاً به هدف خورد.»

The arrow landed right on the target.

«برآوردت کاملاً دقیق بود.»

Your estimate was right on.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000