rightie

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

right·ie/ˈraɪti/
rightcorrect, conservative-iediminutive or familiar suffix
noun (اسم)informalplural (جمع): righties

اسم — محافظه‌کار

محافظه‌کارجناح راست

فردی با دیدگاه‌های سیاسی محافظه‌کارانه، معمولاً جناح راست.

A person with politically conservative views, typically right-wing.

«حزب پر است از محافظه‌کارها و چپ‌گراها.»

The party is full of righties and lefties.

«او به عنوان یک محافظه‌کار قوی در سیاست شناخته می‌شود.»

He is known as a strong rightie in politics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conservativeمحافظه‌کار

رایج. اصطلاح کلی برای دیدگاه‌های جناح راست است، مشابه rightie.

Common. A general term for right-wing political views, similar to 'rightie'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000