ripping

rip·ping/ˈrɪpɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rippedpast participle (مفعولی): ripped-ing (حال): ripping3rd (سوم): rips

فعل — کندن

کندنپاره کردن

کندن یا پاره کردن سریع و با شدت چیزی.

Tearing something quickly and forcefully.

«او داشت کاغذ را به تکه‌های کوچک می‌کرد.»

He was ripping the paper into pieces.

«سگ اسباب‌بازی‌اش را پاره می‌کند.»

The dog is ripping his toy apart.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tearingپاره کردن

رایج. معنای مشابه ولی tearing ممکن است آرام‌تر باشد و ripping شدیدتر.

Common. Similar meaning but tearing can be slower; ripping implies more force.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000