rip

/rɪp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): rippedpast participle (مفعولی): ripped-ing (حال): ripping3rd (سوم): rips

فعل — پاره کردن

پاره کردنچاک دادن

چیزی را به سرعت و با زور پاره کردن که معمولاً باعث آسیب می‌شود.

To tear something quickly and forcefully, usually causing damage.

«مراقب باش کاغذ را پاره نکنی.»

Be careful not to rip the paper.

«پیراهنش به نرده‌ها گیر کرد و پاره شد.»

He ripped his shirt on the fence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tearپاره کردن

روزمره. معمولاً با rip قابل جایگزینی است اما tear می‌تواند کندتر یا تصادفی باشد. مثال: tear a paper هم عمدی و هم ناخواسته است، rip a paper به معنی پاره کردن با زور است.

Everyday. Often interchangeable with 'rip' but 'tear' can be slower or accidental. Example: 'tear a paper' can be deliberate or accidental, 'rip a paper' implies forceful tear.

splitبشکافتن

رسمی/کلی. وقتی به جدا شدن به بخش‌ها اشاره دارد جایگزین rip می‌شود ولی معمولاً شکاف تمیزتری دارد. مثلاً split wood بهتر از rip wood است.

Formal/general. Can replace 'rip' when separating into parts but often implies cleaner division. 'Split wood' works better than 'rip wood'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): rips

اسم — پارگی

پارگیچاک

پارگی یا شکافی بلند که از پاره شدن چیزی ایجاد شده باشد.

A long hole or cut made by ripping something.

«روی کت او پارگی بود.»

There was a rip in his jacket.

«شکاف روی بوم بزرگ‌تر شد.»

The rip in the canvas got bigger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tearپارگی

روزمره. معمولاً با rip قابل تعویض است برای سوراخ در پارچه یا کاغذ. مثال: a tear in the shirt و a rip in the shirt هر دو معمول هستند.

Everyday. Often used interchangeably with 'rip' for holes in fabric or paper. 'A tear in the shirt' and 'a rip in the shirt' are common.

splitشکاف

رسمی‌تر. بیشتر برای ترک‌ها یا شکاف‌های طولانی‌تر و تمیزتر استفاده می‌شود. کمتر برای پارچه کاربرد دارد.

More formal. Used for cracks or openings that are cleaner or longer than typical tears. Less common for fabric.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): rippedpast participle (مفعولی): ripped-ing (حال): ripping3rd (سوم): rips

فعل — کندن سریع

کندن سریع

چیزی را سریع و ناگهانی با کشیدن جدا یا کندن حرکت دادن.

To move something quickly and suddenly by pulling it apart or off.

«برچسب را از روی کتاب کند.»

She ripped the sticker off the book.

«باند را به سرعت کند.»

He ripped the bandage away quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pluckکندن

روزمره/غیررسمی. عمل کندن سریع مشابه ولی معمولاً برای چیزهای کوچک‌تر مثل مو یا میوه است. rip قوی‌تر و با زور بیشتر است.

Everyday/informal. Similar quick pulling action but often used for smaller things like hair or fruit. 'Rip' is stronger and more forceful.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000