robed

/roʊbd/
robea long, loose outer garment-edpast tense / past participle
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more robedsuperlative (عالی): most robed

صفت — ردابه‌تن

ردابه‌تنملبس به رداجبه‌پوش

کسی که ردایی بر تن دارد یا با ردا پوشانده شده است.

Wearing a robe or robes.

«جادوگر که ردای بنفش بر تن داشت، وردی خواند.»

The wizard, robed in purple, cast a spell.

«گروه سرود ردابه‌تن در طول مراسم به زیبایی آواز خواند.»

The robed choir sang beautifully during the service.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attiredملبس

رسمی/ادبی. با لباس خاصی پوشیده شده. برای اشاره به پوشیدن لباس رسمی، اغلب لباس تشریفاتی، با 'robed' قابل تعویض است. 'او برای مراسم به طور رسمی ملبس بود' درست است، 'راهبان به طور سنتی ردابه‌تن بودند' نیز درست است.

Formal/literary. Dressed in particular clothes. Interchangeable with 'robed' when referring to being formally dressed, often in ceremonial garments. 'He was formally attired for the event' works, 'The monks were traditionally robed' works.

dressedپوشیده

رایج. لباس پوشیدن. 'dressed' یک اصطلاح کلی است، در حالی که 'robed' نوع لباس را مشخص می‌کند. 'او برای شام لباس پوشیده بود' درست است، 'قاضی ردای سیاه بر تن داشت' نیز درست است.

Common. Wearing clothes. 'Dressed' is a general term, whereas 'robed' specifies the type of garment. 'He was dressed for dinner' works, 'The judge was robed in black' works.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): robedpast participle (مفعولی): robed-ing (حال): robing3rd (سوم): robes

فعل — ردا پوشاند

ردا پوشاندملبس کرد

به کسی ردا پوشاند یا خود ردابه‌تن شد (زمان گذشته و اسم مفعول فعل robe).

Dressed someone in a robe or robes (past tense and past participle of 'robe').

«فارغ‌التحصیلان جدید برای مراسم ردابه‌تن شدند.»

The new graduates were robed for the ceremony.

«او برای شب لباس ابریشمی به تن کرد.»

She robed herself in silk for the evening.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dressedلباس پوشاند

رایج. به کسی لباس پوشاندن. 'dressed' کلی است، در حالی که 'robed' به ردا اشاره دارد. 'او لباس گرم به کودک پوشاند' درست است، 'کشیش به کشیش‌یار جدید ردا پوشاند' نیز درست است.

Common. To put clothes on someone. 'Dressed' is general, while 'robed' specifies a robe. 'She dressed the child warmly' works, 'The priest robed the new acolyte' works.

attiredملبس کرد

رسمی/ادبی. با لباس‌های زیبا یا رسمی پوشاندن. در بافت‌های رسمی با 'robed' قابل تعویض است. 'آنها با بهترین لباس‌های خود ملبس بودند' درست است، 'پادشاه برای تاج‌گذاری به طور شاهانه ردابه‌تن شد' نیز درست است.

Formal/literary. To dress in fine or formal clothes. Interchangeable with 'robed' in formal contexts. 'They were attired in their best garments' works, 'The king was royally robed for the coronation' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000