roiling

roil·ing/ˈrɔɪlɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): roiledpast participle (مفعولی): roiled-ing (حال): roiling3rd (سوم): roils

فعل — آشفته کردن

آشفته کردنگل‌آلود کردن

صفت فعل 'roil' به معنی آشفته یا گل‌آلود کردن مایع با هم زدن رسوبات؛ همچنین تحریک یا برهم زدن.

Present participle of 'roil', meaning to make a liquid muddy or turbid by stirring up sediment; also to agitate or disturb.

«رودخانه پس از باران شدید گل‌آلود و آشفته بود.»

The river was roiling after the heavy rain.

«احساسات در درونش به‌هم‌ریخته بودند.»

Emotions were roiling inside her.

تفاوت با واژه‌های مشابه
churningهم زدن

به معنای هم زدن شدید مایعات است، مشابه roiling.

Describes stirring liquids violently, similar to 'roiling'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000