romped

/rɒmpt/
rompto play boisterously-edpast tense / past participle marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): rompedpast participle (مفعولی): romped-ing (حال): romping3rd (سوم): romps

فعل — بشاشانه بازی کرد

بشاشانه بازی کردشیطنت کرد

به شیوه ای سرزنده، بازیگوشانه و پر سروصدا بازی کردن یا دویدن.

To have played in a lively, playful, or boisterous way.

«توله‌سگ‌ها تمام بعدازظهر در باغ شیطنت کردند.»

The puppies romped in the garden all afternoon.

«بچه‌ها با شادی در اطراف زمین بازی می‌دویدند و بازی می‌کردند.»

Children romped around the playground with joy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frolickedشادمانی کرد

رایج. هنگام اشاره به بازی‌های سبک‌دل و شاد، اغلب شامل پریدن یا رقصیدن، قابل تعویض است. 'شادمانی کرد' حرکت معصومانه و بی‌خیال‌تری را نشان می‌دهد، در حالی که 'شیطنت کرد' می‌تواند کمی خشن‌تر یا پرانرژی‌تر باشد.

Common. Interchangeable when referring to lighthearted, joyful play, often involving skipping or dancing. 'Frolicked' suggests more innocent and carefree movement, while 'romped' can be a bit more rough or energetic.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): romps

اسم — شیطنت

شیطنتبازی پرشور

دوره ای از بازی پر جنب و جوش و پر سر و صدا.

A period of lively, boisterous play.

«بچه‌ها از یک شیطنت خوب در برف لذت بردند.»

The children enjoyed a good romp in the snow.

«بعد از یک بازی پرشور کوتاه، سگ برای چرت زدن آرام شد.»

After a quick romp, the dog settled down for a nap.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frolicشادمانی

رایج. اغلب قابل تعویض هستند، اما 'شادمانی' تمایل به اشاره به نوعی بازی سبک‌تر و معصومانه‌تر دارد، در حالی که 'شیطنت' می‌تواند به نوعی بازی کمی پرانرژی‌تر یا حتی خشن‌تر اشاره کند.

Common. Often interchangeable, but 'frolic' tends to suggest a lighter, more innocent form of play, while 'romp' can imply a slightly more energetic or even rougher type of play.

playtimeوقت بازی

رایج. یک اصطلاح کلی برای دوره ای که به بازی اختصاص داده شده است. 'شیطنت' به طور خاص ماهیت پر جنب و جوش بازی را توصیف می‌کند، در حالی که 'وقت بازی' فقط دوره تعیین شده است.

Common. A general term for a period dedicated to play. 'Romp' specifically describes the vigorous nature of the play, whereas 'playtime' is just the designated period.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000