در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یکی از مهرههای شطرنج به رنگ سیاه که میتواند افقی یا عمودی حرکت کند.
A black chess piece that moves horizontally or vertically along the board.
«رخ خود را برای حفاظت شاه حرکت داد.»
“He moved his rook to protect the king.”
«رخ یک ردیف کامل روی صفحه را کنترل میکند.»
“The rook controls a whole row on the board.”
پرندهای بزرگ از اروپا مرتبط با کلاغها، معمولاً پرهای سیاه دارد.
A large European bird related to crows, often black-feathered.
«کلاغ دریایی روی شاخه درخت نشسته بود.»
“The rook was perched on the tree branch.”
«رخها اغلب در گروههای بزرگ جمع میشوند.»
“Rooks often gather in large groups.”
رایج. گونه پرنده مرتبط؛ کلاغ عام است و رخ خاص.
Common. Related bird species; 'crow' is more general, 'rook' is specific.