در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک بوته یا درختچه خاردار که معمولاً گلهای خوشبوی قرمز، صورتی، زرد یا سفید دارد و بومی مناطق معتدل شمالی است.
A prickly bush or shrub that typically bears fragrant red, pink, yellow, or white flowers, native to north temperate regions.
«او یک گل رز قرمز به او داد.»
“He gave her a single red rose.”
«باغ گل سرخ پر از عطرهای دلنشین بود.»
“The rose garden was full of beautiful scents.”
رایج. اصطلاحی کلی برای بخش تولیدمثل یک گیاه، که اغلب رنگارنگ و خوشبو است. 'رز' یک نوع خاص از گل است. 'او یک دسته گل خرید' اما 'او به او یک رز قرمز داد.'
Common. A general term for the reproductive part of a plant, often brightly colored and fragrant. 'Rose' is a specific type of flower. 'She bought a bouquet of flowers' but 'He gave her a red rose'.
ادبی. به گل یک گیاه، به ویژه گل درخت میوه، اشاره دارد و اغلب حالت شکوفایی را القا میکند. 'درختان سیب در حال شکوفه دادن هستند.' 'رز' خود گل خاص است.
Literary. Refers to the flower of a plant, especially one on a fruit tree, and often implies the state of flowering. 'The apple trees are in blossom.' 'Rose' is the specific flower itself.
زمان گذشته فعل 'rise': از موقعیت پایینتر به بالاتر حرکت کردن؛ بالا آمدن یا رفتن.
Past tense of 'rise': to move from a lower position to a higher one; come or go up.
«خورشید امروز صبح زود طلوع کرد.»
“The sun rose early this morning.”
«او از جایش بلند شد تا به بازدیدکننده سلام کند.»
“He rose from his seat to greet the visitor.”
رسمی. به معنای بالا رفتن یا صعود کردن. اغلب برای حرکت رو به بالا قابل توجهتر یا مداومتر استفاده میشود. 'کوهنورد از کوه صعود کرد.' میتواند قابل جایگزینی باشد، اما 'rose' روزمره تر است.
Formal. To go up or climb. Often used for more significant or sustained upward movement. 'The climber ascended the mountain.' Can be interchangeable, but 'rose' is more everyday.