rudiment

ru·di·ment/ˈruː.dɪ.mənt/
noun (اسم)commonplural (جمع): rudiments

اسم — مبانی

مبانیاصول اولیه

اصل یا جز پایه‌ای یک موضوع.

A basic principle or element of a subject.

«قبل از سفر، اصول پایه فرانسوی را یاد گرفت.»

He learned the rudiments of French before traveling.

«دوره مبانی فیزیک را پوشش می‌دهد.»

The course covers the rudiments of physics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fundamentalاساسی

رایج. بخشی اساسی، قابل تعویض در زمینه آموزشی.

Common. A basic or central part of something, interchangeable in educational contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000