ruler

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rul·er/ˈruː.lər/
ruleto control or govern-eragent noun; one who does
1noun (اسم)commonplural (جمع): rulers

اسم — حاکم

حاکمفرمانروا

شخصی که بر یک کشور یا گروهی از مردم حکومت و رهبری می‌کند.

A person who governs or has authority over a state or people.

«حاکم تصمیم گرفت مالیات‌ها را کاهش دهد.»

The ruler decided to lower taxes.

«او طولانی‌ترین دوره حکومت را در کشور داشت.»

She was the longest reigning ruler of the nation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leaderرهبر

رایج. وقتی روی هدایت یا نفوذ تاکید است به جای ruler استفاده می‌شود ولی برای اشاره به قدرت رسمی کمتر استفاده می‌شود.

Common. Can replace 'ruler' in contexts emphasizing guidance or influence but less formal authority; 'leader of a country' works but 'ruler of a kingdom' is more formal.

monarchشاهزاده/پادشاه

رسمی. مخصوص حاکمان سلطنتی مانند پادشاه یا ملکه است و فقط در این موارد جایگزین است.

Formal. Specifically refers to a royal ruler like a king or queen, interchangeable when referring to royal rulers only.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): rulers

اسم — خط‌کش

خط‌کشقیچی اندازه‌گیری

ابزاری صاف که روی آن درجه‌بندی برای خط کشیدن یا اندازه‌گیری طول وجود دارد.

A flat measuring tool marked in units used to draw straight lines or measure length.

«برای کشیدن خط صاف از خط‌کش استفاده کن.»

Use a ruler to draw a straight line.

«خط‌کش طول را به سانتی‌متر و اینچ اندازه می‌گیرد.»

The ruler measures in centimeters and inches.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scaleخط‌کش درجه‌بندی شده

فنی. اشاره به خط‌کش‌هایی با مقیاس دقیق برای طراحی یا مهندسی دارد.

Technical. Refers to rulers with precise measurement markings, especially in drawing or engineering.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000