rumpled

rum·pled/ˈrʌmpəld/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): rumplersuperlative (عالی): rumplest

صفت — چروکیده

چروکیدهچین خورده

چین‌خورده یا چروک‌دار، به‌ویژه پارچه یا لباس.

Wrinkled or creased, especially fabric or clothing.

«پیراه‌نش بعد از یک روز طولانی چروکیده بود.»

His shirt was rumpled after a long day.

«او پرده‌های چروکیده را اتو کرد.»

She ironed the rumpled curtains.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrinkledچروکیده

رایج. تقریباً با rumpled برای ظاهر پارچه قابل تعویض است.

Common. Nearly interchangeable with rumpled for fabric appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000