sacrificed

sac·ri·ficed/ˈsækrɪfaɪst/
sacri-holyficmake/do-icenoun suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): sacrificedpast participle (مفعولی): sacrificed-ing (حال): sacrificing3rd (سوم): sacrifices

فعل — قربانی داد

قربانی دادفدا کرد

گذشته فعل 'قربانی دادن'؛ چشم‌پوشی از چیزی ارزشمند به خاطر چیز دیگری.

Past tense of 'sacrifice'; to give up something valuable for the sake of something else.

«او زمان خود را برای پروژه فدا کرد.»

He sacrificed his time for the project.

«بسیاری از سربازان جانشان را برای آزادی فدا کردند.»

Many soldiers sacrificed their lives for freedom.

تفاوت با واژه‌های مشابه
forfeitedاز دست داد

رسمی. معمولاً در زمینه قانونی است.

Formal. Similar in meaning but often legal or official loss.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000