sass

/sæs/
sassimpertinent or cheeky talk
1noun (اسم)informal

اسم — بی‌احترامی

بی‌احترامیجسارت

گفتار جسورانه یا بی‌احترامی، به‌ویژه نسبت به افراد بالادست.

Impudent or disrespectful speech, especially towards someone in authority.

«وقتی سوال می‌پرسم بی‌ادبی نکن.»

Don't give me sass when I ask a question.

«دانش‌آموز به‌خاطر بی‌احترامی به معلم تنبیه شد.»

The student was punished for his sass to the teacher.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backtalkجواب بی‌ادبانه

غیردرسی. به پاسخ‌های بی‌ادبانه یا جسورانه اطلاق می‌شود، معمولاً از کودکان به بزرگسالان. در متون رسمی مناسب نیست.

Informal. Means cheeky or rude replies, often from children to adults. Not suitable in formal contexts.

متضادها
2verb (فعل)informalpast (گذشته): sasssedpast participle (مفعولی): sasssed-ing (حال): sassing3rd (سوم): sasses

فعل — جواب بی‌ادبانه دادن

جواب بی‌ادبانه دادنبی‌احترامی کردن

با رفتار جسورانه و بی‌احترامی پاسخ دادن.

To talk back or reply in a bold, disrespectful manner.

«کودک به معلم جواب بی‌ادبانه داد و به مدیر مدرسه فرستاده شد.»

The child sassed the teacher and was sent to the principal.

«وقتی قوانین را توضیح می‌دهم، بی‌احترامی نکن.»

Don't sass me when I'm explaining the rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
backtalkجواب بی‌ادبانه

غیردرسی. معنای پاسخ بی‌ادبانه است، در گفتار محاوره‌ای رایج است، در زبان رسمی کاربرد ندارد.

Informal. Means talking back rudely, common in casual speech, unsuitable in formal language.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000