savoured

sau·voured/ˈseɪ.vəd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): savouredpast participle (مفعولی): savoured-ing (حال): savouring3rd (سوم): savours

فعل — چشیدن

چشیدنلذت بردنچشیدن طعم

از چیزی به‌طور کامل لذت بردن، به‌خصوص با چشیدن یا قدردانی تدریجی

Enjoyed something completely, especially by tasting slowly and fully appreciating it

«او از هر لقمه غذای خوشمزه لذت برد.»

She savoured every bite of the delicious meal.

«او لحظه پیروزی را کاملاً درک کرد.»

He savoured the moment of victory.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relishلذت بردن

رایج. معنای مشابه، به‌ویژه درباره غذا یا تجربه.

Common. Similar meaning, especially about food or experience.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000