savory

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sav·o·ry/ˈseɪvəri/
sav-taste (root from flavor-related words)-oryrelated to, characterized by
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): savorersuperlative (عالی): savoriest

صفت — نمکی

نمکیخوش‌طعممُطرّز

طعم نمکی یا تند دارد، برخلاف شیرین؛ خوش‌طعم و اشتهابرانگیز.

Having a salty or spicy taste rather than sweet; flavorful in a way that stimulates the appetite.

«من تنقلات خوش‌طعم مثل پنیر و آجیل را ترجیح می‌دهم.»

I prefer savory snacks like cheese and nuts.

«خورش غنی و خوش‌طعم بود، پر از گیاهان و ادویه‌ها.»

The stew was rich and savory, full of herbs and spices.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spicyتند و معطر

رایج. معنای مشابه دارد اما spicy بیشتر به تندی فلفل و ادویه اشاره دارد، در حالی که savory بیشتر به طعم نمکی یا مطرز است. مثلا یک تکه پنیر خوش‌طعم ولی تند نیست.

Common. Similar meaning but 'spicy' emphasizes presence of spices or heat, while 'savory' can be any salty or seasoned flavor. For example, a piece of cheese can be savory but not spicy.

saltyنمکی

رایج. اشاره خاص به نمکی بودن دارد ولی savory گسترده‌تر و شامل طعم‌های دیگر است. مثلا آجیل می‌تواند savory باشد ولی نمکی نباشد.

Common. Refers specifically to salty taste, but savory is broader and includes other seasonings. For instance, nuts can be savory but not necessarily salty.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): savories

اسم — گیاه مطرز

گیاه مطرزخوراک مطرز

نام یک دسته گیاهان معطر که برای طعم دادن غذا به کار می‌روند؛ همچنین اشاره به غذاهای مطرز که شیرین نیستند.

A category of herbs with aromatic leaves used to flavor food; also used generally for flavored dishes that are not sweet.

«برای طعم‌دهی بیشتر مقداری گیاه مطرز به خورش اضافه کن.»

Add some savory to the stew for extra flavor.

«گیاهان مطرز معمولاً در آشپزی مدیترانه‌ای به کار می‌روند.»

Savory herbs are often used in Mediterranean cooking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
herbگیاه دارویی

رایج. اشاره کلی به گیاهان مورد استفاده در آشپزی یا دارو دارد؛ savory گیاهی خاص با طعم فلفلی است.

Common. Refers broadly to plants used in cooking or medicine; savory is a specific herb with a peppery taste.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000