sawhorse

saw·horse/ˈsɔːˌhɔːrs/
sawa tool for cutting woodhorsea support structure
noun (اسم)commonplural (جمع): sawhorses

اسم — خرک اره

خرک ارهپایه‌اره

قاب یا چهارپایه‌ای که در هر انتها یک تکیه‌گاه به شکل X دارد و برای نگه داشتن چوب هنگام اره کردن استفاده می‌شود.

A frame with an X-shaped support at each end, used for holding wood while it is being sawn.

«او کنده را قبل از بریدن روی خرک اره گذاشت.»

He placed the log on the sawhorse before cutting it.

«نجار از دو خرک اره برای نگه داشتن تخته بلند استفاده کرد.»

The carpenter used two sawhorses to support the long plank.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trestleخرک

رایج. اصطلاحی عمومی‌تر برای قابی که به عنوان تکیه‌گاه استفاده می‌شود، اغلب برای میز یا داربست، نه فقط برای اره‌کاری. اگر خرک به طور خاص برای نگه داشتن چوب جهت اره‌کاری استفاده شود، قابل جایگزینی است. «او چوب را روی خرک گذاشت» صحیح است، اما «پل روی خرک‌ها ساخته شده بود» استفاده گسترده‌تر آن را نشان می‌دهد.

Common. A more general term for a frame used as a support, often for tables or scaffolding, not exclusively for sawing. Can be used interchangeably if the trestle serves the specific purpose of holding wood for sawing. 'He placed the wood on the trestle' works, but 'The bridge was built on trestles' shows its broader use.

sawbuckخرک اره (آمریکایی)

غیررسمی/منطقه‌ای (آمریکا). مترادفی کمتر رایج و غیررسمی که عمدتاً در آمریکای شمالی استفاده می‌شود. در زمینه‌های مربوط به ابزار خاص برای اره‌کاری چوب کاملاً قابل جایگزینی است. «او کنده را روی خرک اره گذاشت» کاملاً صحیح است.

Informal/Regional (US). A less common, informal synonym, primarily used in North America. Fully interchangeable in contexts referring to the specific tool for sawing wood. 'He set the log on the sawbuck' works perfectly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000