در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای دانش عملی و قضاوت خوب، به ویژه در کسبوکار یا فناوری.
Having practical knowledge and good judgment, especially in business or technology.
«او در فناوری بسیار توانمند است و کامپیوترها را به راحتی تعمیر میکند.»
“She is very tech-savvy and fixes computers easily.”
«برای موفقیت در این بازار به کمی هوش کسبوکار نیاز داری.»
“You need some business savvy to succeed in this market.”
رسمی. به معنای آگاه بودن است ولی گاهی بیشتر علمی است؛ 'savvy' به دانش عملی تأکید دارد.
Formal. Means well-informed but sometimes more academic than 'savvy'; 'savvy' stresses practical sense.
رایج. به تیزهوشی در مسائل عملی اشاره دارد؛ هممعنی نزدیک ولی ممکن است محاسبهگرتر به نظر برسد.
Common. Implies sharpness in practical matters; close synonym but can sound more calculating.
دانش یا توانایی عملی در حوزهای خاص.
Practical knowledge or ability in a specific area.
«او دانش عملی زیادی درباره بازاریابی دارد.»
“He has a lot of savvy about marketing.”
«دانش حقوقی او به برد پرونده کمک کرد.»
“Her legal savvy helped win the case.”