scarab

sca·rab/ˈskærəb/
1noun (اسم)commonplural (جمع): scarabs

اسم — سوسک سرگین‌غلتان

سوسک سرگین‌غلتاناسکاراب

نوعی سوسک سرگین‌غلتان بزرگ، به ویژه گونه‌ای که در مصر باستان مقدس شمرده می‌شد.

A large dung beetle, especially one of the species regarded as sacred in ancient Egypt.

«مصریان باستان سوسک اسکاراب را تکریم می‌کردند.»

Ancient Egyptians revered the scarab beetle.

«او یک طلسم اسکاراب در کاوش باستان‌شناسی پیدا کرد.»

He found a scarab amulet in the archaeological dig.

2noun (اسم)commonplural (جمع): scarabs

اسم — طلسم اسکاراب

طلسم اسکارابحکاکی سوسک

جواهر یا حکاکی‌ای به شکل سوسک سرگین‌غلتان که اغلب به عنوان مهر یا طلسم استفاده می‌شد.

A gem or carving of a scarab beetle, often used as a seal or amulet.

«مقبره فرعون حاوی اسکاراب‌های طلایی زیادی بود.»

The pharaoh's tomb contained many gold scarabs.

«او حکاکی پیچیده اسکاراب را تحسین کرد.»

She admired the intricate scarab carving.

تفاوت با واژه‌های مشابه
amuletطلسم

روزمره. «طلسم» اصطلاحی کلی برای شیئی است که برای محافظت یا شانس خوب پوشیده می‌شود. در حالی که یک اسکاراب *می‌تواند* یک طلسم باشد، خود «طلسم» شکل را مشخص نمی‌کند. اگر تمرکز بر عملکرد حفاظتی آن باشد، قابل تعویض است. 'او یک طلسم به گردن داشت.'

Everyday. 'Amulet' is a general term for an object worn for protection or good luck. While a scarab *can be* an amulet, 'amulet' itself doesn't specify the form. It's interchangeable if the focus is on its protective function. 'She wore an amulet around her neck.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000