scoffs

/skɒfs/
verb (فعل)commonpast (گذشته): scoffedpast participle (مفعولی): scoffed-ing (حال): scoffing3rd (سوم): scoffs

فعل — تمسخر کردن

تمسخر کردنمسخره کردن

با تحقیر یا شک و تمسخر واکنش نشان دادن.

To mock or express disbelief in a scornful way.

«او به ایده ارواح تمسخر می‌کند.»

He scoffs at the idea of ghosts.

«آنها پیشنهادش را مسخره کردند.»

They scoffed at his suggestion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mockمسخره کردن

متداول است. هم‌معنی اما 'scoff' بار تحقیر بیشتری دارد.

Common. Synonymous but 'scoff' carries more disdain or contempt.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000